على ربانى گلپايگانى

65

درآمدى به شيعه شناسى ( فارسى )

صحابه بودند ، چنان‌كه ابو ذر غفارى را به ربذه تبعيد كردند ، و عمار ياسر را به شدت كتك زدند و بر او صدمه‌ى جسمانى جدّى وارد كردند ؛ با اين حال ، سكوت و بىتفاوتى دستگاه خلافت در برابر چنان توطئه بزرگى كه طرفداران اين فرضيه مطرح كرده‌اند چگونه قابل توجيه است ؟ آيا اين مطلب ، دليل روشنى بر نادرستى فرضيه‌ى ياد شده به شمار نمىرود ؟ 2 - فرضيه‌ى يادشده ، گذشته از اين‌كه دستگاه خلافت و شخص خليفه را زير سؤال مىبرد ، عموم امت اسلامى و صحابه‌ى بزرگ پيامبر اكرم صلّى اللّه عليه و آله را نيز مورد نقد جدّى قرار مىدهد ، به‌راستى چگونه مسلمانان از چنين توطئه بزرگى كه توسط فردى يهودى طراحى شده بود غفلت ورزيده ، و بازيچه‌ى دست او گرديدند . به ويژه آن‌كه در داستانى كه در مورد عبد اللّه بن سبا نقل شده از شخصيت‌هايى چون ابو ذر ، عمار ياسر ، محمد بن حذيفه ، محمد بن ابى بكر ، صعصعة بن صوحان و مالك اشتر يادشده و گفته شده است كه آنان تحت تأثير فتنه‌انگيزى ابن سبا قرار گرفته و حوادث مربوط به قتل عثمان ، و واقعه‌ى جمل و مانند آن را دامن زدند ! ! 3 - اگر فردى به نام عبد اللّه بن سبا با ويژگىهايى كه در مورد او گفته‌اند واقعيت داشت ، چرا هرگز در گفته‌ها و نوشته‌هاى كسانى كه با علوىها خصومت مىورزيدند ، و از هيچ تلاش و تبليغى براى مخدوش كردن چهره‌ى آنان بهره مىگرفتند ، از چنين فرد و چنان داستانى ياد نشده است ، بدون شك ، اگر اين داستان واقعيّت مىداشت ، بيش از همه معاويه و هواداران و عمّال او در سركوب كردن علويان و شيعيان از آن استفاده مىكردند ، در حالىكه هيچ گزارشى تاريخى حتّى اشاره‌اى نسبت به اين مطلب ندارد .